اولین تکون های فرشته من
پریشب، شب تولد حضرت محمد بود . خیلی وقت بود که ازت خبری نداشتم . دلم گرفته بود و رو مبل نشسته بودم و داشتم با خودم فکر میکردم کاشکی ی خبری ازت داشتم که الان چی کار میکنی و ...
ی دفعه احساس کردم که تو داری تو دلم تکون میخوری .
اولش احساس کردم که دچار توهم شدم. باز دقت کردم ، دیدم نه ، توهم نیست تو واقعا داشتی تکون میخوردی . خیلی خوب حست میکردم حتی صدای شالاپ و شلوپ هم می اومد.اشک تو چشمام جمع شد. رفتم تا قرآن بخونم . تا قرآن رو باز کردم سوره حضرت محمد اومد . انگار بهم عیدی داده بودند.
انشالا فردا میرم پیش خانوم دکتر نایینی تا هم صدای قلب نازنینت رو بشنوم و هم برام سونوگرافی بنویسیه. توکل به خدا
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


اولین تکون های فرشته من
