اولین روزی که فهمیدم خدا روحی را در من دمیده است .
بعد از گذشت دومین سال از زندگی مشترکمون تصمیم به نی نی دارشدن گرفتیم . 22 مهر اتفاقی ی بی بی چک گذاشتم و دیدم مثبته . باورم نمیشد. رفتم آزمایش دادم دیدم نه منفیه.
حالم عادی نبود . اشتهام چند برابر شده بود. کمرم هم درد میکرد.جمعه صبح 26 مهر تو تفرش ی بی بی چک دیگه گذاشتم دیدم اولش احساس کردم منفیه . بعد بلند شدم و بکوب کار کردم . اما بعدش که اومدم دیدم ، دیدم ای دل غافل این که مثبته .
یواش یواش احساس کردم نه، من توی دلم ی حسهای عجیبی دارم . زیر دلم تیر میکشید . ولی خوب مطمئن نبودم . یکشنبه صبح 28 مهر ی بی بی چک دیگه گذاشتم. این دفعه دیدم کاملا مثبت شد و جای هیچ شکی باقی نمونده .
همون روز صبح به همسری گفتم به نظرت من باردارم ؟
اون هم ی لبخند شیرینی زد و گفت آره . مبارکه.
تصمیم گرفتم دو روز دیگه یعنی سه شنبه 30 مهر برم آزمایش بدم . وقتی جواب آزمایش رو گرفتم دیگه مطمئن شدم خدا ما رو لایق دونسته و ی نی نی تو دلم گذاشته.
خدا جونم شکرت


اولین روزی که فهمیدم خدا روحی را در من دمیده است .
