اوضاع و احوال ثمینم تو ماه هشتم
قشنگی زندگی من ، ثمین خانوم من تو این روزها انقدر شیرین تر شدی که حد نداره . دس دسی رو یاد گرفتی . دیشب برای اولین بار دستت رو از تختت گرفتی و با تمام قدرتی که داشتی سعی کردی سرپا وایستی . آفرین مامان جون . پاهات میلرزید ولی تو فقط میخندیدی . شیرین من هزار ماشالا هزار ماشالا داری بازم برامون دندون درمیاری . آروم و بی صدا. الان چهار تا مروارید خوشگل تو دهنت هست و داره یکی دیگه هم درمیاد. به نظرم نهایتا تا آخر این ماه چهار دست و پا میری . آخه خیلی تلاش میکنی و فیگورش رو کامل میگیری آما فعلا نمیتونی اون پای کوچولوت رو درست حرکتش بدی. صبح ها که با بابا حسام میبریمت خونه مادر جونها انقدر ناز میکنی که حد نداره . هزار ماشالا از اول ص...
نویسنده :
زهرا
10:26
آغاز هشت ماهگی
ثمین من ، قشنگی زندگی من امروز 4 بهمن ماه هستش و تو دو روزه که وارد ماه هشتم زندگیت شدی . خانوم من هزار ماشالا خیلی خیلی بزرگ شدی الان 4 تا دندون فسقلی توی دهن قشنگ و کوچیکت داری . فیگور چهار دست و پا هم میگیری ولی میترسی دستتات رو تکون بدی . تازگی ها دس دسی و بای بای کردن رو هم یادگرفتی . شیرین من نمیدونی الان که سرکار هستم چه قد دلم پیش مهربون خودمه . تمام لحظات رو به این امید سپری میکنم که زودی بیام پیش تو . قشنگی عاشق اون دستای قشنگت هستم وقتی که میخابی . با ی شیب ملایم به سمت منه . نازنین من ، انقدر این روزها برام شیرینه که دوست ندارم تموم بشه .
نویسنده :
زهرا
10:22
سفر به مکه مکرمه و مدینه منوره
ثمین من ، شیرین من با لطف خدا ما در 15 آذر 93 یعنی دو هفته مونده به شروع رفتن به سرکار ، و البته با زحمت های بسیار زیاد من به همراه مادر جون اینا و عمه مریم اینا به سفر حج رفتیم . واقعا بی نظیر بود . تو هم مثل همیشه مثل ی دسته گل با خنده های قشنگت از همه دل میبردی . ی سری عکس از این سفر برات به یادگار اینجا میزارم.
نویسنده :
زهرا
10:43








